خرید بک لینک

بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین و عجل فرجهم

بهره ای ادبی از جلسه سوره مبارکه شعرا، 23 فروردین 96 جلسه خانوادگی

سکوت می کنم و در بارش تبارکانه صبح گاهی، ذهن ساکنم را به جریان نزول قطرات می سپارم. غوغای صبح همیشه برایم مجذوب ترین رخداد روز بوده است.

حمد مخصوص خداست، به خاطر هرچه از نعمت بهره مان کرده است. و ما غرق نعمتیم و کسی جز او به بیشمار نعماتمان علم ندارد. خدایا ما را شاکر نعماتت قرار ده.. امروز 5شنبه است و در دعای 5شنبه آمده که اعنا علی شکرک و ذکرک... .

اصلا بعضی روزها بیشتر دلت می خواهد یادش باشی، با او باشی با تو باشد.

هرچه می گردم در دنیا که تنهایی ها را و بی چاره گی ها را به آن بهانه از یاد ببرم و کان لم یکن، نمی شود! گاهی حتی فریب غیر او را می خورم. و چند صباحی پی غیر او می روم اما باز از پس نعمات اوست که بر می گردم و دوباره به شوق و ذوق دیدار او، یاد او، اطمینان به محضر حی او همه چیز را از سر می گیرم...

خیالات نمی بافم، گزاف نمی گویم. بی او هیچ حیاتی جاری نیست و هیچ دمی به بازدمی راه ندارد. بی او همه چیز بی معناست.

او، همو که هرچه هست از آن اوست، رسولانی فرستاد امین، رسولانی که در رساندن پیامش، امانت دار ترین خلق هستند. رساندن پیام تنها دوست عالم به عالم، رسالت عظیمی است.

نوح، هود، موسی، عیسی، لوط، صالح شعیب، ... چه فرستادگانی از ایشان امین تر، که برای رساندن پیغام محبوب، رساناترین حقایق انسانی هستی اند.

تنها که می شوم.. بسیار یادشان می کنم،

ابراهیم.. ای با شکوه ترین اسم توحید روی زمین. تمثل به تو در حج منسکی است برای موحد شدن. اصلا هجی کردن نام مبارکت، کامم را شیرین می کند.

موسی، ای رسولی که سریع ترین اجابت هستی بودی به دعوت حق الهی از بدو تولدی که به نیل افتادی تا مومن شدن همه کسانی که ایمان سهمشان بود. آن به آن، اتصال مدام تو با پروردگارت، تجلی گاه درونت بود که غوغای کلام الله در تو فوران آتش فشان ادب و توحید بود. کلیم الله..

عیسی، ای کسی که احیا و اماته ات بروزی است در عالم برای ابراز احیایی که بر قلبهای مرده می کردی، و ایمان به جانشان می دمیدی و زنده می شدند به اذن خدا. در جان بی جان ما بدم، تا مگر به وساطت تو، حیات موحدانه بر قلبمان و اعمالمان سریان یابد. تا مگر زنده شویم تحت لوای مسیحا دم عالم..

نوح، ای بارزترین نوحه انسانیت در عالم، دار فَلَک را به اقرار بگیر، تا به تقریر موحدانه شان، فُلکی علم کنی و باز عالم را نگه داری. ای تمسک شیرین عالم به سفینه النجاة به شوق اتصال به اسرع النجاة عالم.. ای فلک رانِ توحید در هستی... ، بار تسبیح بر دوش عالم بریز که که تحقق توحید پایه ریزی شود..

صالح، بنده صالح خدا، معجزاتت همه از جنس ماه هستند، ناقه صالح خدا روی زمین،... ما را در فهم آیات خدا یاری کن، که صلاح جز از این مسیر رخ نمی دهد..

چه حقیقتی در عالم از این بالاتر، که می شود ختمی مرتبت را در آینه های منتشر در عالم دید، و چه لذت موحدانه ای از این بیشتر که می شود او را در جلواتی بی نظیر یافت، اویی را که رخ نمودنش بستری پاک می خواهد و جانی مهیا..

ای رسول اخر، بگذار تو را در عالم ببینیم، در فطرت نوح، حیات عیسی، منسک ابراهیم، آیات صالح، کلمات موسی... . دیدارت را چرا به قیامت؛ وقتی که میشود از روی برگه ای از سوی خودت، که امین بوده ای برای رساندنش به ما، تو را دید؟

قرآن می خوانم، تو را می خوانم، جلوات تو را نشانم می دهند، جز تو چیزی نیست در عالم، همه تو هستند و تشعشع نور توست در عالم،..

ای قرآن حاضر، قرائت هستی، حقیقت محض، ما را به خود تشنه بگردان، که هرچه می کشیم از ندیدن تو، و نداشتن تو، و نخواستن توست..

و السلام

برچسب: بهانه,سوره,شعرا, نویسنده: هیراد قاسمی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:55

صفحه بندی