اتفاق تلخ سال 99 ام
-
تاریخ: 1401/2/6 ساعت: 8:19
بسم الله الرحمن الرحیماللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهمامروز صبح سر نماز حفظ یک دفعه یاد یک خاطره تلخ افتادم. تلخ ترین خاطره سال 99 ام. که موجب آشنایی ام با نماز حفظ هم شد... .درس های زیادی از آن اتفاق گرفتم. گزنده و جان فرسا. آخر هم هرچه کردم نشد که آن اتفاق جمع و جور شود مثل آبی که ریخته بود...
بی نام
-
تاریخ: 1401/2/6 ساعت: 8:19
وقتی به این وبلاگ می آیم .. تازگی ها... یاد مژگاه و لیلا می افتم.. میروم در فهرست اسم های پیوند شده به وبلاگ.. دلم برای تک تک عزیزانم تنگ می شود. لیلا و مژگان پیش تر می آیند.. ابر می شوم.. ابر سیاه دلگیری که نمی بارد. اما دارد می ترکد... .باز نیت می کنم و جلسه قرآنی یا ذکری را هدیه شان می کنم. اما د...
یک لحظه با سوره زمر
-
تاریخ: 1399/10/3 ساعت: 23:11
بسم الله الرحمن الرحیمبی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن استمثل شهری که به روی گسل زلزله هاست...چه چیز در دنیا قدرت تکیه کردن را دارد؟امام هر کسی همه هستی اوست. آن کسی و آن وجودی که اگر نباشد هیچ کس هم و
بلس...
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:55
امید دادن ب کسی ولو واهیولو دروغ! جان بخش تر است حتی برای یک آن و یک نفس! حتی برای یک آن از ابلیس دور شدن حکم حیاط دارد... ___ واژه ابلیس از یأسِ شدید می آد
به بهانه سوره شعرا..
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:55
بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی نبینا محمد و آله الطیبین الطاهرین و عجل فرجهم بهره ای ادبی از جلسه سوره مبارکه شعرا، 23 فروردین 96 جلسه خانوادگی سکوت می کنم و در بارش تبارکانه صبح گاهی، ذهن ساکنم را به جریان نزول قطرات می سپارم. غوغای صبح همیشه برایم مجذوب ترین رخداد روز بوده است. حمد مخصوص خدا...
معامله
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:55
بسم الله.. مهم برای تو بودن استکارکرد و صورتش فرقی نمیکند .. همیشه برای جملات و گزاره هایی ک انها را دستورات زندگی میپنداشته ام خط قرمزی داشتم و دارم و همیشه ترسی مدام از اینکه نکند از پسش بر نیایم! .. برای تحقق گزاره امروز زندگی ام نیازمند معامله ام معامله میکنم کار حالایم را.. هرچه ک هست.. با .. ب...
هیچ
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:55
در تمام سالهای بی قراری و ثباتم در تمام سالهای تمرین کردنمیک صفحه مجازی غیر واقعی ای بود ک افتان و خیزان خسته و خوش حال خوب و بد...همراه ثبت حالات و آناتم بود. تعلق ک شاخ و دم ندارد ی وقتی ادم گمشده اش را تعلقش را لابلای همه چیز میگردد و اینجا می یابد! گمشده ای ب اسم قلم نون و القلم و مایسطرون... سط...
مادرم.
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 0:55
حضورت مبارک ترین دارایی عالم است از وقتی با شما موانست یافتمانگار شاکله ام عوض شده و فطرتم مجال تنفس یافته است. چقدر کوثرانه چقدر مادرانه.. دستگیری میکنی و واقعا برای همین است ک حقیقت کوثر و مادری را از روی شما سرمشق کرده اند. یا وجیهه عند الله اشفعی لنا عند الله..
سکووت
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 18:59
میگردم شاید روزها و ساعتها.. پی شعری یا تکه متنی ک حرفم را در خود بگنجاند و دیگر بیهوده نگویم.. نمیابم. هرچه میگردم... همین میشود ک سکوت... مهمان زبانم.میشود
در پناه بی پناهی
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 22:24
برای کودک فرقی نمیکند کجای عالم باشد همین مادر را ببیند برایش بس است. بزرگتر هااما انگار این عادت کودکی را از یاد میبرند. آنجا ک هستند حواس تعلقشان را پرت میکند .. از ام شان.. از آن سرچشمه ای ک اساس تعلقشان است مکان زمان را ک بردارند تازه عدم اتصالشان هویدا میشود امان از رها بودن امان از مأوی نداشتن...
حالم خوب است
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 22:24
حالم خوب است نگاه که میکنم ب ایام چندی پیش میبینم ک بسیار بوده ک حالم خوب بوده است. و دوام این حال خوب متاثر از اتفاقات شیرین و دلچسب نبوده. انگار شده ک بی وابستگی ب رخدادها حالم خوب بوده. این از نعمات بودن فاطمه است.. اصلا ادم را میبرد. می کند از تلخی ها. و بی آنکه بفهمی چطور... حالت خوب است. خدا ر...
برنامه و خواب
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 22:24
برای داشتن یه برنامه خوب که بشه ب 100 درصدش هم گفت موفقیت آمیز بوده باید خواب رو تنظیم کرد. اگر خواب آدم تنظیم بشه میتونه بقیه برنامه اش رو هم اصلاح و عمل کنه.
قرار بی قراری ام
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 22:24
ای قرار بی قراری هایم.. ن تو را از یاد برده ام ن حتی میتوانم این همه تعلق را نادیده بگیرم. تو اگر نبودی.. نمیدانم برای شبهای تاریک زندگی ام چ پیش می آمد. یا حتی ب شرط حیات، بهتر از تو چ چیزی یا چ کسی میتوانست دستم را بگیرد...؟؟ مثل وقتی ک از آسمان ب زمین افتادم.. گیج و مات از اتفاق رخ داده.. حالا هم...
سوغات مشهدم.. اول برای خودم!
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 22:23
دستانم را میگیری و در این کورمال کورمال جان بی جانم طارقانه می بری ام نفس تازه میکنم ن ک بیمن حضورت زندگی نکرده باشم ن ک تو نبوده باشی.. من هر بار از نداشتن سهم چشمانم مثل کنجشگک عطشانی ام ک جز فغان چیزی نمیدانم بزرگی و کرم توست ک ب راه آمدن طفل وار من راه می آیی.. وگرن این راه آنقدرها هم طولانی نیس...
سوغات مشهدم..
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 22:23
آیینه کاری حرمت ذره پرور است من در رواق چشم تو تکثیر میشوم...